تبليغاتX
من شاعرم

يكي از غزلهاي پيانو

مثل يك پل كه كمربند خيابان باشد

عشق، آن نيست كه در شهر فراوان باشد

زن زيباي جهان! سبزه ي گريان! تلخ است:

پاي تختت دل گنديده‌ي تهران باشد

دوست دارم ننويسم قلمم مي‌رقصد

دست من نيست، اگر شعر ، پريشان باشد

مثل سهراب نشد شعر بگويم، هرگز!

« واژه بايد خود باد و . . . خود باران باشد»

حافظ از خاكْ درآ تا بنويسي اين بار:

« كه به تلبيس و حِيَل ديو، مسلمان» باشد

به رضايش نرسيدم به خدايش گفتم

دستِ‌كم در غزلم اسم خراسان باشد

16/10/84

+ نوشته شده توسط مریم جعفری آذرمانی در دوازدهم بهمن 1385 و ساعت 3:8 |